ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

21

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

وقتى فرنگيان سوگند ياد كردند تا به پيمانى كه بسته شده وفادار بمانند ، شهر عكا به ايشان واگذار گرديد . فرنگيان بدون جنگ و خونريزى وارد شهر شدند . اما همين كه به شهر دست يافتند ، پيمان شكنى كردند و در باره مسلمانان عكا و دارائى ايشان ، به دور انديشى پرداختند . آنان را به زندان انداختند و اين طور وانمود كردند كه آنها را نگه مىدارند تا وقتى كه مسلمانان به عهد خود وفا كنند و آنچه را كه وعده داده‌اند به جاى آورند . در همين هنگام به صلاح الدين نيز نامه‌اى نگاشتند كه پولها و اسيران و صليب بزرگ را بفرستد تا كسانى را كه نزد خود نگاه داشته‌اند ، آزاد سازند . صلاح الدين كه چنين ديد به پول جمع كردن پرداخت ، چون پولى نداشت و از درآمد شهرها هر چه برايش مىرسيد همه را خرج مىكرد . همين كه يكصد هزار دينار گرد آورد ، سرداران خود را فرا خواند و با ايشان به كنكاش پرداخت . به او توصيه كردند كه هيچ پولى ندهد مگر وقتى كه برگردد و آنان را سوگند دهد و قول بگيرد كه يارانش را آزاد كنند و فرقه داويه نيز عهد و سوگندشان را تضمين نمايد چه اين فرقه اهل دين ايمان و مقيد به صداقت و وفاست . صلاح الدين درين باره نامه‌اى به فرنگيان نوشت . فرقه داويه جواب داد : « ما نه سوگند مىخوريم نه ضمانت مىكنيم زيرا مىترسيم كسانى كه نزد ما هستند پيمان شكنى